حرکت از اقيانوس قرمز به اقيانوسآبي
قلمرو فعلي بازار در استراتژي
اقيانوس قرمز، به مثابه سرزمين و ميدان جنگي است که رقبا براي تصاحب بخشي
از آن با يکديگر به نزاع ميپردازند. در اين رويکرد مديريتي، عبارتهايي بر
گرفته از حوزه نظامي در بخشهاي کسب وکار رايج شدهاند. پس از جنگ جهاني دوم
و پس از دورهاي که تقاضاي بازار بر عرضه فزوني داشت به دورهاي رسيديم که
تقاضاي بازارکم و عرضه زيادتر شد. اين روند معکوس، منجر به رقابت بين
شرکتها براي رشد وبقا شدهاست. فضاي رقابتي سختي به وجود آمد و باعث شد
استراتژي شرکتها در اين دوران بر اساس افزايش سهم بازار و خارجکردن رقبا
از گردونه شکل گيرد. اين فضا کموبيش شکل جنگي بهخود گرفت که در آن مديران
ارشد شرکتها، همانند فرماندهان ارشد و استراتژيستهاي نظامي براي کسب
اطلاعات بهروز و لحظهاي از دشمن (بخوانيد رقبا)، تجزيه و تحليل آنها در
اتاقجنگ (بخوانيد جلسه هيئت مديره)، تصميمهاي راهبردي براي شرکت در جهت
پيروزي در جنگ و شکست دشمن (بخوانيد افزايش رشد و سوددهيشرکت وکسب سهم
بازار بيشتر از رقبا ) اتخاذ کنند. اين جنگها نتيجهاي جز خونريزي و
قتلعام ضعيفترها و خونين شدن اقيانوسقرمز نداشته است.
در حالي که
در استراتژي اقيانوسآبي، کسب وکار در جايي انجام ميشود که رقيبي نيست.
قلمرو محدود نيست و در واقع سرزمين جديدي بايد خلقکرد، نه اينکه سرزمين
موجود را تصاحب يا تقسيمکرد. در اين استراتژي، کارآفرينان و شرکتها به
ايجاد بازارهاي جديد با حاشيه سود بالا تشويق ميشوند. بديهي است که اين
استراتژي ريسک بالايي دارد و سرمايهگذاران ترجيح ميدهند با وجود حاشيه
سود بالايي که اين استراتژي دارد در انتخاب بين اين دو استراتژي همچنان روي
استراتژي قرمز تمرکز کنند. تفاوتهاي اساسي اين دو استراتژي در (جدول 1)
آورده شده است.
همان گونه که پيشتر عنوان شد، شرکتها به دليل ريسک بالا و
نيز هزينههاي زيادي که بايد درحوزه تحقيق و توسعه و نوآوري براي ايجاد
تقاضا و بازارهاي جديد صرف شود، ترجيح ميدهند که در اقيانوسقرمز بمانند و
در بازارهاي موجود فعاليت کنند. ولي آن دسته از شرکتها که موفق ميشوند
از اقيانوسقرمز، خود را به اقيانوسآبي برسانند، چگونه اين کار را انجام
ميدهند؟ همان گونه که بيان شد، مفهوم رنگ آبي، يعني نوآوري و منظور از
نوآوري در اينجا، يعني خلق تقاضاي جديد يا ايجاد انتخاب و جايگزيني براي
مشتريان بازارهاي فعلي. اين نوآوري، تغيير يا تحول را به دنبال دارد. تغيير
به معني تفاوت در شکل و تحول يا جهش به معني تفاوت در محتوا. در يک سيستم
که مجموعهاي از اعضا و اجزاي بههمپيوسته با ارتباطهاي مشخص و تعريف شده
مشغول فعاليت هستند، اين تغيير و تحول به چه معناست؟ گاهي شکل کلي سيستم در
اثر تغيير دگرگون ميشود ولي محتوا تغيير نميکند، يعني اجزا و ارتباطهاي
يک سيستم، تغييرات جزئي را خواهند داشت. در واقع مديران امروزي بهجاي
تمرکز بر تجزيه و تحليل محصولات و صنعت موجود، بايد روي تحولات بنيادين و
حرکتهاي جهشي تمرکز کنند. براي اين کار نيز بايد به ابزارها و تئوريهاي
جديد متوسلشوند؛ ابزاري که بتواند با تجزيه و تحليلهاي آيندهنگر به
نوآوري و خلق بازارهاي جديد منجرشود.