خدارادوست دارم........

              ... خدارادوست دارم

 

1.  خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه با هر Username که باشم، مرا Connect        می کند.

2. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم، مرا D.C. نمی کند.

3. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه با یک Delete هر چه را بخواهم پاک می کند.

4. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه این همه Friend برای من Add می کند.

5. خدا را دوست دارم، به خاطر این همه Wallpaper که Update می کند.

6. خدا را دوست دارم، زیرا با اینکه خیلی بدم، مرا Log off نمی کند.

7. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه همه چیز مرا می داند ولی  Send to all نمی کند.

8. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisible بروم.

9. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه همیشه جزء Friend هایم می ماند و مرا     Delete و Ignore نمی کند.

10. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه همیشه اجازه Undo  کردن را به من می دهد.

            11.  خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه مرا Install کرده است!

12. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام The line is busy را      نمی دهد!

13. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه هرگاه اراده کنم،ON  می شود و من می توانم با او حرف بزنم.

14. خدا را دوست دارم، زیرا با اینکه دلش را می شکنم، ولی او باز مرا می بخشد و Shout down ام نمی کند.

15. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه Password اش هیچ گاه از یادم نمی رود، کافی است تنها به دلم سر بزنم.

16. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد.

17. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است.

18. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام No response to... را نمی دهد.

19. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند.

20. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه هیچ گاه ویروسی نمی شود و همیشه سالم است.

21. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه هیچ وقت نیازی نیست برایش BUZZ بدهم.

22. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه آهنگ حرف هایش همیشه مرا آرام می کند.

23. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه نامه های او چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه Spam هم توی کارش نیست.

24. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه در موقع حرف زدنم نمی گوید وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم.

25. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه مرا برای خودم می خواهد، نه خودش.

26. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد تا حرف هایم را بشنود.

27. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه فقط هنگام بی کاریش، به یاد من نمی افتد.

28. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه می توانم از کس دیگری نزد او گله کنم و بگویم که...

29. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه همیشه نزدم می ماند، مرا تنها نمی گذارد و دوست داشتنش ابدی است.

30. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه می توانم احساسم را خیلی راحت به او بگویم، نه؛ اصلاً نیازی نیست بگویم، خودش می تواند نگفته، حرفم را بخواند.

31. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتن اش را مخفی نمی کند.

32. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانم جلویش بدون اینکه خجالت بکشم، گریه کنم و بگویم دلم برایش تنگ شده است.

33. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم، می گذارد دوستش داشته باشم.

34. خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم:

«خدایا! دوستت دارم.»

lمطالبی ظریف وبسیار مهم

There was a one hour interview on CNBC with Warren Buffet, the second richest man who has donated $31 billion to charity.

مصاحبه اي بود در شبكه سي ان بي سي با آقاي وارنر بافيت، دومين مرد ثروتمند دنيا كه مبلغ 31 بيليون دلار به موسسه خيريه بخشيده بود.

Here are some very interesting aspects of his life:

در اينجا برخي از جلوه هاي جالب زندگي وي بيان شده:

1. He bought his first share of stock at age 11 and he now regrets that he started too late!

1- او اولين سهامش را در 11 سالگي خريد و هم اكنون از اينكه دير شروع كرده ابراز پشيماني مي نمايد!

2. He bought a small farm at age 14 with savings from delivering newspapers.

2- او از درآمد مربوط به شغل توزيع روزنامه ها، يك مزرعه كوچك در سن 14 سالگي خريد.

3. He still lives in the same, small 3-bedroom house in midtown Omaha , that he bought after he got married 50 years ago. He says that he has everything he needs in that house. His house does not have a wall or a fence.

3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگي مي كند كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خريد. او مي گويد هر آنچه كه نيازمند آن مي باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه ديوار يا حصاري مي باشد.

4. He drives his own car everywhere and does not have a driver or security people around him.

4- او همواره خودش اتومبيل شخصي خود را مي راند و هيچ راننده يا محافظ شخصي ندارد.

5. He never travels by private jet, although he owns the world's largest private jet company.

5- او هرگز بوسيله جت شخصي سفر نمي كند هرچند كه مالك بزرگترين شركت جت شخصي دنيا مي باشد.

6. His company, Berkshire Hathaway, owns 63 companies.He writes only one letter each year to the CEOs of these ompanies, giving them goals for the year. He never holds meetings or calls them on a regular basis. He has given his CEO's only two rules.

6- شركت وي به نام بركشاير هات وي، مشتمل بر 63 شركت مي باشد.. او هرساله تنها يك نامه به مديران اجرائي اين شركتها مي نويسد و اهداف آن سال را به ايشان ابلاغ مي نمايد. او هرگز جلسات يا مكالمات تلفني را بر مبناي يك شيوه قاعده مند برگزار نمي نمايد. او به مديران اجرائي خود 2 اصل آموخته است:

Rule number 1: Do not lose any of your shareholder's money.

اصل اول: هرگز ذره اي از پول سهامداران خود را هدر ندهيد.

Rule number 2: Do not forget rule number 1

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

اصل دوم: اصل اول را فراموش نكنيد.

7. He does not socialize with the high society crowd. His pastime after he gets home is to make himself some popcorn and watch television.

 

7- او به كارهاي اجتماعي شلوغ تمايلي ندارد. سرگرمي او پس از بازگشتن به منزل، درست كردن مقداري ذرت بوداده (پاپكورن) و تماشاي تلويزيون مي باشد.

8. Bill Gates, the world's richest man, met him for the first time only 5 years ago. Bill Gates did not think he had anything in common with Warren Buffet. So, he had scheduled his meeting only for half hour. But when Gates met him, the meeting lasted for ten hours and Bill Gates became a devotee of Warren Buffet.

8- تنها 5 سال پيش بود كه بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، او را براي اولين بار ملاقات نمود. بيل گيتس فكر نمي كرد وجه مشتركي با وارنر بافيت داشته باشد. به همين دليل او ملاقاتش را تنها براي نيم ساعت برنامه ريزي نموده بود. اما هنگامي كه بيل گيتس او را ملاقات نمود، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجاميد و بيل گيتس يكي از شيفتگان وارنر بافيت شده بود.

9. Warren Buffet does not carry a cell phone, nor has a omputer on his desk. His advice to young people: 'Stay away from credit cards and invest in yourself and remember:

9- وارنر بافيت نه با خودش تلفن همراه حمل مي كند و نه كامپيوتري بر روي ميزكارش دارد. توصيه اش به جوانان اينست كه: از كارتهاي اعتباري دوري نموده و به خود متكي بوده و بخاطر داشته باشند كه:

A.
Money doesn't create man, but it is the man who created money.

الف) پول انسان را نمي سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته.

B.
Live your life as simple as you are.

ب) تا حد امكان ساده زندگي كنيد.

C.
Don't do what others say. Just listen to them, but do what makes you feel good..

ج) آنچه كه ديگران مي گويند انجام ندهيد. تنها به آنها گوش فرا دهيد و فقط آن چيزي را انجام دهيد كه احساس خوبي را به شما عرضه مي كند.

D.
Don't go on brand name. Wear those things in which you feel comfortable.

د) بدنبال ماركهاي معروف نباشد. آن چيزهائي را بپوشيد كه به شما احساس راحتي دست ميدهد.

E.
Don't waste your money on unnecessary things. Spend on those who really are in need

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

ه) پول خود را بخاطر چيزهاي غير ضروري هدر ندهيد. تنها بخاطر چيزهائي خرج كنيد كه واقعا به آنها نياز داريد.

F.
After all, it's your life. Why give others the chance to rule your
life?'

و) نكته آخر اينكه، اين زندگي شماست. چرا به ديگران اين فرصت را مي دهيد كه براي زندگيتان تعيين تكليف نمايند؟

خودتان قضاوت کنید


قابل توجه کلیه کسانی که ادعای اجرای طرحهای عمرانی رادارند این بزرگراهی که در سونامی ژابن خراب شده بود که در عرض 6روز درآن کشوربحران زده بازسازی شده است.

ومقایسه کنیدبا ساخت پل چمخاله که بدوراز هرگونه بحران قراردارد وفقط منابع مالی هدرمیرود وهیچکس پاسخگونیست .

ودرپایان از مسولین محلی استدعا میشوددرهرمقامی که قراردارند به فکرمنافع مردم بوده وهمواره به فکر کسب قدرت ومنافع شخصی نباشندواینطورنباشد که هروقت به مردم نیازداشته باشندجاده ،بندر،پل،وسایرنیازمندیهای مردم را بسازنندوبعدازدسترسی به هدف موردنظرشمارابخیرمارا به سلامت.


تفاوت رابطه وارتباط


اغلب و لااقل در زبان فارسي دو واژه رابطه و ارتباط به يك معني گرفته مي‌شوند ولي مردم در عمل و ناخودآگاه كمتر از ارتباط خانوادگي يا خويشاوندي به جاي روابط خانوادگي و خويشاوندي صحبت مي‌كنند چرا؟ نمونه ديگر نام عصر ماست كه آنرا عصر ارتباطات مي‌نامند و نه عصر روابط؛ حال آنكه روابط ملت‌ها، دولت‌ها، افراد و ... با يكديگر بدون ترديد به مراتب بيش از گذشته است چرا؟ همه اين موارد ريشه در معاني علمي اين واژه‌ها دارد.

واژه Relation كه بهتر است آنرا همواره رابطه ترجمه كنيم به معني هر نوع تماس، پيوند، نسبت، قرارداد، پيمان، بين دو پديده است؛ اعم از انساني يا شيئي‌اي، مثال عقد ازدواج، دوستي، مقاوله نامه‌هاي بين دولت‌ها و حتي روابط رياضي و نسبت‌ها از جمله جاذبه و غيره، ولي از ميان اين روابط آنهايي كه در آنها معني به اشتراك گذاشته مي‌شود را ارتباط (Communication) مي‌نامند. بدين معني كه رابطه زماني به ارتباط تبديل مي‌شود كه پديده‌ها، كه عمدتاً لااقل تاكنون انساني بوده است يكديگر را بفهمند و منظور همديگر را درك كنند. براي مثال زن و شوهر يا دو همكار يا رئيس و مرئوس ممكن سالها با هم در يك محل زندگي يا كار كرده باشند و روابط زناشويي يا كاري بسيار وسيع با هم برقرار كرده باشند ،ولي بازهم همديگر را درك نكنند. لذا آنها تنها روابط با هم داشته‌اند و نه ارتباط، حتي دو فرد همزبان هم نتوانند يكديگر را درك نكنند. مثال ديگر ،وقتي تلفن به كسي مي‌زنيم رابطه برقرار مي‌كنيم ولي حرف يكديگر را مي‌فهميم ارتباط برقرار كرده‌ايم.

عصر ما به تعبيري عصر ارتباطات است، كه به قول مك لوهان وسايل ارتباطي و رسانه‌اي بشدت گسترش يافته ولي برقراري ارتباط در آن دشوار شده است. يا به بيان او وسايل جاي هدف‌ها را گرفته است.

حال مي‌بينيد كه صرف زندگي و كار حتي در فاصله‌هاي بسيار نزديك و در يك فرهنگ يا سازمان نيز فهم يكديگر و ارتباط را لزوماً تأمين نمي‌كند. و مابراي كار همدلانه و انساني و مديريت و رهبري نيازمند درك يكديگر از طريق ارتباط هستيم.

نویسنده: مهدی محسنیان راد

تلخیص:دکترابراهیم گلشن


سیاست پژوهی

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست پژوهی (policy research)

 

جهت برقراری ارتباط بین دوحوزه خط مشی گذاری وعلم ودانش سه روش وجود دارد:

  1. استفاده ازنخبگان به عنوان خط مشی گذاران
  2. استفاده از نخبگان به عنوان مشاوران خط مشی گذاران
  3. سیاست پژوهی روشی برای علمی کردن خط مشیها

درروش سیاست پژوهی سیاستها، قبل ازانتخاب توسط نهادهای پژوهشی موردبررسی قرارمیگیرد.سیاست پژوهی پلی است  بین سیاستگذاران واندیشمندان علوم مختلف برای بهینه کردن آثارسیاستهای اتخاذشده،تاازاین طریق درروندتوسعه جامعه تسریع شود.سیاست پزوهی روش علمی ومحققانه (به جای روش سیاسی) پژوهش درامرسیاستگذاری است.این روش باژرفانگری ،توصیه های علمی مناسبی به سیاستگذاران ارائه می نماید.واین رویکرد یک نوع روش تحقیق در سیاستگذاری است که شامل 5 مرحله ی:آماده سازی،مفهوم سازی ،تحلیل فنی ،تحلیل توصیه های تحقیق، انتقال نتایج میباشد.ضمنا این رویکرد چند بعدی است بدلیل اینکه سیاستهای عمومی نوعا درپی حل مسائل اجتماعی پیچیده ای است که از چندبعد، اثر وعلت تشکیل شده است.

روشهای مورد استفاده در سیاست پژوهی عبارتنداز:

1.     ترکیب متمرکزیابررسی تحقیقات موجودfocused synthesis/review))

2.     تجزیه وتحلیلهای ثانویsecondary analysis))

3.     آزمایشهای میدانی field experiment))

4.     روشهای کیفی qualitative methods))

5.     پیمایشsurvey) )

6.     مطالعه موردی case study))

7.     تجزیه تحلیل هزینه- منفعت cost-benefit analysis))

روشهای جمع آوری اطلاعات در سیاست پژوهی عبارتند از: سازمان های آماری ، نظرسنجی ، واحدهای تخصصی تحلیل سیاست وگرو ههای فکر،دانشگاهها ودانش سنتی می باشد.

باتوجه به اینکه سیاست پژوهی به امر پژوهش در ساستگذاری می پردازد روشهای پژوهشی آن بیشترکاربردی وعملیاتی است.به طور مستمر به مشکلات توجه می شود وگرایش به عمل درآن بالا است.پزوهشی سودمند در خط مشی گذاری است که درک درستیاز مسئله اجتماعی به خط مشی گذار بدهد و علت آن رابیان نماید ومحتوای سیاسی فعالیتهای سیاسی انجام گرفته راشناسایی وپیامد آن رابیان نماید.

برای تاثیر سیاست پژوهی در فضای سیاستگذاری مدل مفهومی پژوهش توسط دوکشیروترلاو ارائه شده که شامل چهاربعد : تشخیص مشکلات وشناسایی مشکل، درک مسائل اصلی ، پشتیبانی ازبرنامه ی اقدامات انتخابی ودرنهایت ارزیابی وفرایند کنترل می باشد.

استفاده کنندگان از سیاست پژوهی: سیاستگذاران ، دولتها ، گروههای ذی نفوذ ،سازمانهای اجتماعی ، سازمانهای سیاسی ، تحلیل گران سیاست ، نهادهای داوطلب ، لابستها ،دانشگاهها ، بخش خصوصی وبسیاری دیگرازنهادهای حقیقی و حقوقی می باشند.

درپایان استدلالم این است که با استفاده از این رویکرد (سیاست پژوهی ) مسائل ومشکلات اصلی عمومی شناسایی می شود وویژگیهای جامعه خط مشی policy community)) موردبررسی قرار میگیرد وپیش بینی ابزارهای اجرای خط مشی وانتخاب ابزارها به درستی انجام می گیرد و درمرحله اجرا فاصله بین وضع موجود ووضع مطلوب کاهش می یابد ودر نتیجه خط مشی های تدوین شده در حل مشکلات عمومی کارآمد وموثر خواهند بود و خط مشی مطلوب وضع میشود.. عدم استفاده از رویکرد سیاست پژوهی در امر سیاستگذاری منتج به تدوین سیاستهایی خواهند شدکه در اجرا فاصله بین وضع موجود و مطلوب زیاد خواهد شد این خط مشی هادر حل مشکلات عمومی ناتوان خواهند بود.

تلخیص: حسین سیمایی چافی