((بایادنام یگانه معشوق ازلی وابدی که به یقین یادونامش مایه آرامش جانهاست))

خداوندبی نهایت است ولامکان وبی زمان؛ اما به قدرفهم توکوچک می شودوبه قدرنیازتوفرودمی آید،

وبه قدرآرزوی توگسترده می شود،وبه قدرایمان توکارگشا می شود، وبه قدرنخ پیرزنان دوزنده باریک می شود،  وبه قدردل امیدواران گرم می شود......

پدرمی شودیتیمان راومادر،برادرمی شودمحتاجان برادری را،همسرمی شودبی همسرماندگان را، طفل می شود  عقیمان را،امیدمی شودناامیدان را،راه می شودگم گشتگان را، نورمی شوددرتاریکی ماندگان را،شمشیر می شود رزمندگان را،  عصا می شودپیران را،عشق می شود محتاجان به عشق را....خداوندهمه چیزمی شودهمه کس را،

به شرطاعتقاد،به شرط پاکی دل،به شرط طهارت روح، به شرط پرهیزازمعامله با ابلیس.....

بشوئیدقلب هایتان راازهراحساس ناروا! ومغزهایتان راازهراندیشه خلاف،وزبان هایتان راازهرگفتارناپاک،ودست هایتان راازهرآلودگی دربازار...وبپرهیزید ازناجوانمردی ها،ناراستی ها،نامردمی ها!

چنین کنیدتاببینید که خداوند،چگونه برسفره ی شما،باکاسه ایی خوراک وتکه ای نان می نشیندوبربندتاب، باکودکانتان تاب              می خورد،ودردکان شما کفه های ترازویتان رامیزان می کندودرکوچه های خلوت شب با شماآواز  می خواند...

مگراززندگی چه می خواهید،که درخدایی خدایافت نمی شود،که به شیطان پناه می برید؟

که درعشق یافت نمی شود،که به نفرت پناه می برید؟که درسلامت یافت نمی شود ،که به خلاف پناه می برید؟  قلب هایتان راازحقارت کینه تهی کنید وبا عظمت عشق پرکنید،زیراکه عشق چون عقاب است ، بالا می پردودور...

بی اعتنا به حقیران درروح. کینه چون لاشخوروکرکس است،کوتاه می پردوسنگین،جزمرداربه هیچ چیز نمی اندیشد.

برای عاشق، ناب ترین، شوراست وزندگی ونشاط.برای لاشخور،خوبترین ،جسدی است متلاشی...

تهیه وتنظیم:

حسین سیمایی چافی